توزیع ثمن بر شروط در فقه امامیه

نوع مقاله: علمی - پژوهشی(حقوق خصوصی)

نویسندگان

1 دانشیار گروه فقه و حقوق دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران

چکیده

شروط ضمن عقد نقش مهمی در تعریف، توسیع یا تحدید حقوق و تکالیف قراردادهای طرفین معاملات داشته و مورد شرط در افزایش و کاهش ارزش و بهای مورد معامله مؤثر می‌باشد. در صورتی که مورد معامله فاقد شروط باشد، تعادل اقتصادی قرارداد به هم می‌خورد. در مواردی که شروط ضمن عقد رعایت نمی‌شود و اجبار شرط نیز متعذر است، دیدگاه رایج در فقه امامیه که در حقوق مدنی نیز به‌ظاهر آن حکم شده است، فسخ قرارداد را تنها شیوه جبران می‌داند. فقهای امامیه به دلایلی همچون عدم تقابل اوصاف و شروط با ثمن قراردادی، استثنائی بودن ارش، در حکم قید و معنوی بودن مورد شرط و انحصار اسباب ضمان در فقه اسلامی بر این دیدگاه استناد کرده‌اند. علی‌رغم وجود قول مشهور مبنی بر عدم توزیع ثمن معامله بر شروط ضمن عقد، توسط برخی فقها با استناد به دلایلی همچون مالیّت داشتن شرط در عرف، در حکم جزء بودن شرط در قصد مشترک طرفین و قابل ارزیابی بودن بهای شرط در مقام رفع خصومت، نظراتی مبنی بر امکان مطالبه بهای شرط در این مورد ذکر شده است. در این پژوهش با بررسی مبانی و ادله دیدگاه طرفین به نظر می­رسد در مواردی که مورد شرط از ارزش مالی مستقل برخوردار بوده و مشروط­له با اعمال فسخ متضرر می­گردد مطالبه بهای شرط امکان­پذیر می­باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Distribution Price on Terms In Imamiye Jurisprudence

نویسندگان [English]

  • Seyed Abolghasem Naghibi 1
  • Mohammad reza Baghaei 2
1 Associate Professor of Shahid Motahari University, Tehran, Iran
2 M.A Graduate in Figh and Islamic Low at Shahid Motahari University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The terms of contract plays an important role in defining, disclosing or limiting rights and obligations of the parties to the contract and the object of condition is effective in increasing and decreasing the value and price of transaction. In the event that condition not filfulled, the economic balance of the contract will be distrupted.in this cace where is not possible compelling to execute the condition, the prevailing point of view in imamiye jurisprudence which is also evident in civil low, considers that termination of contract is only way of compensation. they have relied of this view for some reasons such as: the lack of balance between discriptions and terms with the contract price, the exceptional nature of the compensation (arsh), to be something qualification and spirituality of the object of term, and the monopoly causes of quarantees in islamic juricprudence.
Despite the famous idea of the non-distribution contract price on the provisio by some jurists "based on reason such as capable to being owned of term in the custom, to be component of condition in the common intent of parties and evaluating the value of condition as eliminating hostility" comments on possibility of claiming the price of condition are mentioned in this case.
In this survey by examining the basics and evidences of both views it seams in cases where the object of condition has an independent financial value and the person in whose favor the condition is hurts with rescinding the contract demanding price of condition is possible.

کلیدواژه‌ها [English]

  • term
  • Discription
  • Component
  • Distribution of Price
  • Imamiye jurisprudence